تبليغاتX
... میان ما و رسیدن هزار فرسنگ است...

... میان ما و رسیدن هزار فرسنگ است...

حسینیه ی ارشاد نام دیر آشنایی است که همه آن را به عنوان مکانی مقدس و مذهبی می شناختند . جایی بود که روزی مطهری در آن با سخنرانی های خود ذهن بسته ی مردم قبل از انقلاب را باز می کرد . جایی بود که بچه های انقلابی امروز را پرورش داد .

حسینیه ی ارشاد در سال 1343 توسط آقایان محمد همایون و ناصر میناچی که نخستین وزیر فرهنگ بعد از انقلاب شدند و عبد الحسین علی آبادی تأسیس شد ، اما مهم این است که با چه هدفی این حسینیه تأسیس شد ؟ هدف چیزی نبود جز احیای مجدد شیعه ی راستین که غبار خرافات و کج فهمی ها آن را به مذهبی ساکن تبدیل کرده بود . شهید مطهری از بدو تأسیس این حسینیه در جریان امور بود و همکاری خود را تقریباً یکی ودو سال بعد از تأسیس با کتاب محمد خاتم پیامبران آغاز کرد . هر چند مطهری به دلیل اختلافاتی که با آقای میناچی داشت و بعد از اینکه نوشتن قسمتی از کتاب محمد خاتم پیامبران را به شریعتی سپرد و او را از مشهد به حسینیه ارشاد آورد ، شریعتی دور تازه ای را در حسینیه بوجود آورد که مورد قبول و پسند مطهری نبود و مطهری از حسینیه خارج شد . در ان زمان که دکتر شریعتی و پدرش و کتاب اسلام شناسی او و مقاله ای که در کتاب محمد خاتم پیامبران مطهری نوشت و از طرف حسینیه ارشاد منتشر شد ، مردم نام حسینیه را یزیدیه ی اضلال گذاشتند .لی باز هم مطهری با این عنوان برای حسینیه ارشاد مخالفت نمود . هرچند مطهری نسبت به آینده ی حسینیه ارشاد نگران بود ولی هرگز نپذیرفتند که نام حسینیه را یزیدیه اضلال بگذارند . گویا مطهری آینده ای دیگر را برای حسینیه می دید که حاضر به پذیرفتن این عنوان پست نگردید . اما مطهری کجاست که امروز حسینیه را ببیند ؟ اگر آن روز شریعتی راه و روش اعتدال آمیز نداشت و اگر از خلفا و وحدت اسلامی که حتی سر و صدای شیعیان را هم در آورده بود دم می زد ، امروز امثال اقایان کدیور در آن از اسلام ناب آمریکایی دم می زنند .چرا کسی نیست که پاسخ دهد که جرا حسینیه ارشاد اینگونه شد ؟ امروز حسینیه ارشاد مجمع دانشجویان انجمن اسلامی و تحکیم وحدت است ، امروز در همایش های حسینیه ارشاد آقایان دکتر سروش ،دکتر عبادی ( معاون وزیر آموزش و پرورش سابق ) ، ابراهیم یزدی ، محمد رضا خاتمی ، تاج زاده و کدیور مدعوین سخنرانی هستند و اصلاً در حسینیه ارشاد هیچ اشکالی ندارد که نماز جماعت با صفوفی مختلط از دختران و پسران باشد و اصلاً نماز خواندن خواهران بدون حجاب موردی ندارد و این به نظرشان روشنفکری دینی است . شهید مطهری بزرگوار! امروز دیگر حسینیه ارشاد یزیدیه اضلال شده است . امروز بحث سیاسی و مخالفت با دولت محترم نیز همپای مخالفت با رژیم شده است و حسینیه ارشاد متأسفانه از آن هدفی که در بدو تأسیس داشت خارج شده است . امروز دیگر مبحث خدا و پیامبر و اسلام و شیعه رنگی فرسوده دارد و مسئله ی جدید مسئله ی حجاب است البته با این دید که آزاد باشد و بجای کوبیدن بر سر مدرنیته که در جامعه ی ما جز اینکه نوع لباس و گفتار و کردار مردم را غربی نماید و ظواهری از خود نشان دهد ،چیز دیگری نیست آقایان اشتباهی بر سر سنت می کوبند و به همین ظواهر پوچ مدرنیته که بویی از دین و مذهب در آن نیست می بالند .

حسینیه ارشاد سابقه ی درخشانی در تربیت و پرورش جوانان انقلابی مبارز در روزگاری را داشت که کاخ های جوانان که حدئود صد متری جنوب شرقی حسینیه قرار گرفته بود و کاباره ها و اقسام مراکزی از این دست ، نسل جوان را به خواب و بی خبری فرا می خواند ، اما امروز دیگر خبری از پرورش نیروی انقلابی و مبارز نیست ؟چه کسی قرار است پاسخ گو باشد که چرا بعد از اینکه دوباره با پیروزی انقلاب و راه اندازی مجدد حسینیه ارشاد ، این وضعیت پیش آمده است ؟! چرا از آن هدف راستین خود منحرف گشته است ؟! و هزاران چرای دیگر و اینکه اگرامروز مطهری زنده بود می پذیرفتند که حسینیه ی ارشاد ، یزیدیه اضلال هست یا نه؟!

پی نوشت : سال تأسیس حسینیه ی ارشاد در منابع مختلف ، متفاوت است ( از ۱۳۴۶-۱۳۴۳).

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم تیر 1387ساعت 11:45 AM  توسط کبری احمدی  | 

امروز اگر سری به  اصفهان بزنیم و به منزل یکی از افرادی که روزی شاگرد حضرت امام بودند برویم ، می بینیم که چگونه به مصالح انقلاب ـ همان انقلابی که خود در ساختمان آن نقش داشت ، پشت کرده است و امروز منزل ایشان محل تجمع عده ای از مخالفین اسلام و انقلاب می باشد . براستی چرا آیت الله منتظری اینگونه بین نظر و عمل تضاد پیدا نموده اند ؟و حتی مبانی فقهی خویش را نیز از یاد برده اند ؟

آیت الله منتظری فردی بود که سالها حبس و رنج را برای انقلاب و امام به جان خرید اما چه شد که همه ی اینها تبدیل به نامه ای شد که خطاب به حضرت امام نوشته بود و تعابیری باور نکردنی و دلخراش علیه امام بر زبان جاری کرد و ادله ای کودکانه در تأیید خویش بیان نمود . ایشان در آخرین نمونه از موضع گیری های سیاسی خود در ۱۳ رجب سال ۷۶ طی یک سخنرانی نکاتی در باب حوزه ی ولایت فقیه و اختیارات ولی فقیه به زبان آوردند که تباین اصولی با بسیاری از مدعیات فقهی مکتوب خود ایشان دارند . ایشان که خود مدعی این بودند که ولایت فقیه باید مطلق باشد ، امروز ولایت فقیه را یک مقام تشریفاتی ، همچون شاهنشاهی زمان پهلوی می دانند و معتقدند که باید علیه آن ایستاد . چرا آیت الله منتظری این حرف حضرت امام را از یاد برده اند که " این انقلاب باید زنده بماند " ، مگر آیت الله منتظری فرزند انقلاب نبود که امروز انقلاب عظیم ایران را به مشتی دزد ، خائن و منافق می فروشد ؟! اما عده ای بر سر این مسئله پافشاری می کنند که حضرت امام می خواستند به ایشان مقام رهبری و قائم مقامی را بدهند . باید گفت که نظر امام قبل از تصمیم مجلس خبرگان در رابطه با قائم مقامی آقای منتظری منفی بود امام در نامه ی ۶/۱/۶۸ خطاب به آیت الله منتظری می فرمایند که ولله قسم من از ابتدا با انتخاب شما مخالف بودم ولی در آن وقت شما را ساده لوح می دانستم که مدیر و مدبر نبودید . امام فقط در مقابل کار انجام شده قرار گرفته بودند . در خاطرات آیت الله محمدی گیلانی ایشان فرموده اند که روز قبل از تشکیل مجلس خبرگان خدمت امام دیدار خصوصی داشتم که امام شروع کردند به گله و شکایت از منتظری . امام می فرمودند که من از آنجایی که مطمئن هستم که منتظری بعد از من این انقلاب و مردم آن را به دست لیبرالها و از کانال آنها به منافقین می سپارد ، صلاحیت و مشروعیت رهبری آینده ی نظام را ندارد . به راستی حضرت امام هم در مقابل این تضاد نظری و عملی آیت الله منتظری متعجب بودند ، زیرا امام منتظری را حاصل عمر خود می دانستند ولی بعد امام متوجه شدند که چیزی که منتظری می گوید دیکته شده ی منافقین است و موضعی که امام در مقابل منتطری گرفتند همان موضعی بود که در مقابل بنی صدر و بازرگان گرفتند . بعد از حکم عزل آیت الله منتظری عده ای به مخالفت برخواستند و اعلام کردند که چرا حضرت امام که این همه به منتظری علاقه داشت ، اینگونه موضع علیه او گرفتند ؟! حضرت امام در جوابی که به این افراد فرصت طلب داده بودند ، فرمودند :" بله منتظری پاره ی تن من بود ، اما وقتی پاره ی تن غده ی سرطانی می شود باید با کارد جراحی برید و به دور انداخت ".و به منتظری نصیحت کردند که اولاً بیت خود را عوض کند و بعد از آنجایی که آدم ساده لوحی است در هیچ کار سیاسی دخالت نکند .

شاید اصلاً از ابتدا هم تضادی بین نظر و عمل آیت الله منتظری وجود نداشته و نظر ایشان ، همان عمل ایشان بوده است ولی ظاهر امر را جهت کسب مقام و منصب حفظ کرده باشند ولی امام با ژرف اندیشی پی به واقع امر بردند . اما اگر امروز آیت الله منتظری باشد یا هر فرد دیگر که علیه انقلاب و علیه امام حررف می زند باعث نمی شود که فرزندان این انقلاب دست از حق و حقیقت بردارند و تا آخر ایستاده اند .  به امید روزی که صاحب آن بیاید ...

( از نظرات دوستان در وبلاگ ۳۱۳ بهرره مند می شویم ...)

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم تیر 1387ساعت 11:49 AM  توسط کبری احمدی  | 

سلام خدمت تمام دوستانی که زمان می گذارند و وب لاگ ناچیز ما را نگاهی می کنند ...                   

مدتی است دوستان گله می کنند که این چه طرز وب لاگ نویسی است که اصلاً به روز نیست . من از همه معذرت می خواهم ، چون که هم مادر بزرگم به رحمت ایزدی پیوستند که قادر به نوشتن نبودم و هم اینکه فصل امتحانات رسید و کوله بار کتابهای ترجمه شده ی اساتید و جزواتشان بر دوشمان سنگینی می کرد ... ان شاء الله از همین هفته شروع به نوشتن می کنم .

از دوستانی که زحمت کشیده بودند و نظر گذاشتند ممنونم و البته از آنهایی که لطف کردند و چرندیات نوشتند نیز سپاس گذاری می کنم ، به امید خدا از هفته ی آینده با مقاله های سیاسی و به ویژه علمی به روز می شوم . خوشحال می شم از نظرات مفید شما استفاده کنم ...یک نکته ای را هم بگم که دو وب لاگ جدید اومده ، یکی وب لاگ ۳۱۳ است کار من و دوستانم هست و مطالب نشریه ای است که با همین نام در دانشگاه تهران منتشر می شود و بعدی وب لاگ روز شمار است که خودتون برید ببینید که چیه ...(البته آدرسشون تو پیوندهای همین وب لاگ هست ).      یا علی

+ نوشته شده در  جمعه هفتم تیر 1387ساعت 9:54 AM  توسط کبری احمدی  |