تبليغاتX
... میان ما و رسیدن هزار فرسنگ است...

... میان ما و رسیدن هزار فرسنگ است...

                        جرمش این بود که اسرا هویدا می کرد!

رهبر معظم انقلاب اسلامی :" احساس کردند که می خواهند به او ظلمی کننند یا کسی به او ظلمی کرده است ، تعدی ای کرده است ، دلخوش باشند به اینکه به قوه ی قضائیه مراجعه می کنند و مشکل را برطرف می کنند ."

آقایان قوه ی قضائیه ! کمتر از یک سال پیش نمایندگان تشکل های دانشجویی ، از بسیج دانشجویی دانشگاه های تهران ، انجمن های اسلامی  مستقل دانشجویی تا جنبش عدالتخواه دانشجویی در حرکتی هماهنگ و در قالب بیانیه های مشترک ، مصاحبه و کنفرانس های خبری و در نهایت تجمع مقابل قوه ی قضائیه و دادگستری تهران ، خواستار رفع شبهات و شفافیت در روند رسیدگی به پرونده ی حسین موسویان شدند .

 

بعد از ماجراها ی شهرام جزایری ، این پرونده باز هم قوه ی قضائیه را در برابر قضاوت دیدگان مردم قرار داده است. برای جنبش عدالتخواه دانشجویی و مردم شریف ایران واضح و مبرهن است که حسین موسویان ، مشاور سیاست خارجی کسانی بوده که ادعای تدبر و تعقلشان سر به فلک کشیده بود و ایشان در تمام مذاکرات محرمانه مرتبط با پرونده ی هسته ای ایران حضور داشته و در جریان جزئیات تام و زیر و بم این پرونده قرار گرفته بود و از طریق در اختیار گذاشتن اطلاعات سری پیرامون سیاست خارجی و نگهداری اسناد و مدارک دارای طبقه بندی ، اقدام علیه امنیت ملی کشور نموده است.

" قوه ی قضائیه باید توجه کند که سر و کارش با جان و مال و نوامیس مردم است . سر و کار این با آنهاست . باید افراد صالح در آنجا باشند . سالم باشند . توجه کنند که خطای قاضی بزرگ است و عمدش مصیبت بار است "(امام خمینی)

آقای قوه ی قضائیه ! اینبار معیار تشخیص  حق و باطل را هاشمی رفسنجانی معین می کند یا روحانی ؟! و نه شاید هم خاتمی و کروبی ؟!  حمایت های بی دریغ و بدون توجیه این آقایان از موسویان سوالاتی را برای جنبش دانشجویی ایجاد کرده است!

چرا برای تطهیر فرد از حربه های مختلف - از تهدید به استعفا تا خرج کردن ته مانده های اعتبار سیاسیشان استفاده می کنند ؟! جرم موسویان - جاسوسی و انتقال اسناد محرمانه به انگلیس و تبلیغ علیه نظام چیزی نیست که بتوان به راحتی بر آن سر پوش گذاشت .

اما چه شده است که نقض عدالت در عدالتخانه انجام می گیردو ترس از قدرت آقایان بر شما تا اندازه ای بوده که تازیدن احمدی نژاد بر قاضی پرونده و بر قوه ی قضائیه تاثیری ندارد . البته وقتی بسیاری از بزرگان نظام از خاتمی و هاشمی ناطق نوری گرفته تا کروبی و روحانی و دهها شخصیت دیگر که اتهامات موسویان را نه تنها نا درست می دانند ! که بر وفاداری او به جمهوری اسلامی تاکید هم می کنند ، اینجاست که لابد باید بر احمدی نژاد خرده بگیریم که آقا چرا در تریبون های عمومی ، موسویان را جاسوس می خوانی ؟! چرا از قوه ی قضائیه می خواهید که متن گفت و گو های او با بیگانگان را منتشر کند تا مردم در جریان قرار بگیرند ؟! چرا می خواهید مردم ، همان چیزی را می گویند چیزی نیست ! بدانند ؟!

اما فشار ها در همین حد نبود ! قدرت آقایان و فشار بر قوه ی قضائیه نه تنها موسویان را از جرم جاسوسی تبرئه کرد ، بلکه آنچنان قدرتی به وی داد که سریعاً به فکر شکایت از تمام سایتها یی که اخبار مربوط به پرونده ی وی را منتشر می کردند ، افتاد ! دقیقاً در زمانی که کسانی چون احمد توکلی نامه ی عذر خواهی و حلالیت طلبی برای موسویان فرستادند و زمانی که رسانه های رسمی کشور که به انعکاس اخبار مربوط به پرونده ی آقای موسویان مشغول بودند ، سکوت اختیار کرده بودند ، مدیر یک رسانه ی دانشجویی محکوم به شلاق و حبس می شود ! بله ، امیر تفرشی مدیر سایت عدالتخانه به جرم افترا و نشر اکاذیب !!! با شکایت حسین موسویان به ۶ ماه حبس و ۲۰ ضزبه شلاق محکوم می گردد!

آقای قوه ی قضائیه ! آیا ترس شما و حمایت های هاشمی رفسنجانی تا این اندازه بود که برای تطهیر چهره ی کریه موسویان ، چنین برخوردهایی با رسانه های دانشجویی که تنها گناهشان منتشر کردن سخنان مقامات رسمی کشور است ، بنمائید؟!

تمام مطالبی که در سایت عدالتخانه منتشر شده است از منابع خبری کشور و به نقل از رئیس جمهور و وزارت اطلاعات و وزیر دادگستری است و هیچ مطلبی غیر واقعی و کذب در این سایت درج نشده است.

آقای قوه ی قضائیه ! آیا دفاع از صیانت انقلاب و برخورد با کسانی که منافع ملی را مطعمه ی شخصی خویش در مذاکرات هسته ای قرار داده اند ، تاوانی چنین سنگین دارد؟! اگر دارد ، این تاوان با شرافت را به ننگ حلالیت طلبی از موسویان می پذیریم .

 هر چند که متهمین سابق هسته ای،  امروز در مقام شاکی بر آمده اند و سعی دارند از نفوذ آقایان برای مظلوم نمایی خویش استفاده کنند ، اما به یاد داشته باشند که چنین هوچی گری ها و بی عدالتی ها ، منجر به فراموشی و حذف اعمال سیاه آنان از تاریخ نخواهد شد . اگر چه در تاریخ این سرزمین کم نبودند عدالتخواهانی که به جرم عدالت خواهی  مجازات شده و سر سبزشان را با یک " انا الحق " فدای زبان سرخ کرده اند و جرمشان چیزی نبوده جز اینکه اسرار هویدا کردند . اما محکومیت "عدالتخانه" با تمام بهت آور بودنش ، جنبش عدالت خواه دانشجویی را ساکت نمی کند چرا که گمان ما هرگز این نبود که در فصل دولتی که با شعار عدالت فراز آمده  نیز شاهد قربانی شدن عدالت خواهان و مصلحت اندیشان بی پناهی باشیم که جز خدا و جز آرمانهای خمینی بزرگ ، پناه و پشتوانه ای نداشته و ندارند . اگر عده ای این سان اندیشیده اند که ادامه ی این روند برای انزوا و عدم حضور دانشجویان مسلمان در صحنه ی سیاست و دانشگاه و یکه تازی مخالفین اصل انقلاب در این عرصه ها موثر خواهد افتاد ، هیهات که دانشجوی مسلمان آرمان خواه به خاطر هزینه ها ، آرمان خواهی خود را رها نماید! چرا که رضای خدا بالاتر از رضای غیر است.

پی نوشت:

این مطلب را بعد از مدتها نوشتم تا موضع هزار فرسنگ در رابطه با این مسئله مشخص شود. همین!

خبر : حکم گویا اشتباه بیان شده بوده! آقایان در جوابیه بسیج دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران فرمودند که در عوض ۲۰ ضربه شلاق یک ملیون ریال باید بپردازند! الله اکبر...

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1387ساعت 12:10 PM  توسط کبری احمدی  | 

 

                  تو مسلماني.... بزن توي دهن اينها !              

خطري كه امروز در ايران احساس مي شود ، همان خطري است كه ديروز در فلسطين ناديده گرفته شد و منجر به اشغال فلسطين توسط متجاوزان رژيم غاصب صهيونيسم گرديد . اين خطر امروز در ايران هم محسوس است .  خطر وجود بهائيان كه امثال شيرين عبادي  تحت عنوان شهروند از حقوقشان دفاع مي كنند !

در حالي كه مسئولان كشور ، تشكيلات ضاله ي بهائيت را غير قانوني اعلام كردند و هيچ وقت اين قانون از دستور كار خارج نشده است ، آقايان به اصطلاح روشنفكر و شايد اصلاح طلب امروزمان معتقدند كه با تحول در فقه شيعه و با از بين بردن حساسيت هاي عرف جامعه نسبت به بهائيت ، تصحيح نگاه جامعه ي ايران از وابستگي هاي خارجي بهائيت ، موجبات پذيرش جامعه ي بهايي ايران به عنوان عضوي از جامعه ي مدني ايران فراهم خواهد شد .

نكته ي جالب توجه اينجاست كه وجود فرقه ي ضاله ي بهائيت  ، حتي در دوره اي كه استقلال اين سرزمين از سوي دو استعمارگر روس و انگليس در مخاطره بود ، به شدت مورد اتنقادات سريع و بي پرواي روشنفكران قرار گرفت .! افرادي همچون سيد جمال الدين اسد آبادي و حتي اصلاح گران حكومت قاجار همچون امير كبير ، از جمله كساني بودند كه اين فرقه و وجود بهائيت را در ايران از موانع توسعه مي پنداشتند . اما چه شده ا

ست كه امروز آقايان به جاي ايستادن در برابر اين تشكيلات ، بيشتر به ابزاري براي اين فرقه در طراحي و كسب جايگاهي در تاريخ روشنفكري ايران در آمده اند ؟! به طوري كه به گفته ي خود بهائيان ، جنبش اصلاحات و جريان روشنفكري ديني ( تفسير اين واژه خود مقاله اي مجزا مي طلبد ) در ايران ، بهائيت را به عنوان عضوي از جامعه ي مدني ايران پذيرفته است !

به جرأت مي توان گفت كه در صحنه ي جريانهاي انحرافي و با هدف به زحمت كشاندن اعتقادات ديني مسلمانان ، فرقه ي بهائيت با پيچيده ترين روشهاي ممكن و با ياري و مشورت دول خارجي ، نقش مهمي را در به انحراف كشاندن اصل خاتميت و قائميت در اسلام و مذهب شيعه به عهده داشته و دارد . تشكيلات استعماري بهائيت امروز در سطح بين المللي فعاليت خود بر ضد ايران ، اسلام و تشيع را به نحوي شدت بخشيده و عملاً به يكي از بازوهاي پر تحرك نظام سلطه ي جهاني و به ويژه در خاورميانه بدل شده است .

كار شكني در روند پرونده ي هسته اي ايران در آژانس بين المللي انرژي اتمي ، تغيير در ذهنيت مردم ايران در پاره ي اين تشكيلات از يك سلك منحرف پوشالي و دستگاه جاسوسي براي بيگانگان ، به شهروندان عادي، ترويج فمنيسم در جهت معارضه با استحكام و سلامت خانواده و تضعيف احكام اسلامي خاصه تشيع از طريق رسانه هاي ديداري و شنيداري و نوشتاري و در نهايت فرو پاشي وحدت مسلمانان و ايجاد تفرقه و تشتت فكري ، اعتقادي ، سياسي و اجتماعي در جوامع اسلامي به نفع دشمنان كينه توز دين مبين اسلام ، از اهداف اين تشكيلات پوچالي و اين فرقه ي ضاله بوده است .

كجايند فرزندان خميني كبير ؟! مگر اماممان نبودند كه با هشياري تمام در رابطه با لايحه ي انجمن هاي ايالتي و ولايتي كه دست غير مسلمانان و در رأس ايشان بهائيان را جهت تصدي مناصب و پستهاي مهم باز گذاشته بود ، به صورت يك مخالف مقتدر در مقابل رژيم پهلوي قد برافراشت و فرمود : " اينجانب حسب وظيفه ي شرعيه ، به ملت ايران و به مسلمين جهان اعلام خطر مي كنم ، قرآن كريم و اسلام در معرض خطر است . استقلال مملكت و اقتصاد آن در قبضه ي صهيونيستها است كه در ايران به صورت حزب بهائي ظاهر شده اند "!

آقاياني كه امروز در پوشش دفاع از حقوق بشر ، آزادي بيان و عقيده ، به حمايت از اين تشكيلات مي پردازيد! ، امام ما معتقد بودند كه بهائيت نه به عنوان يك مذهب ، بلكه به عنوان يك حزب وظيفه ي جاسوسي براي اسرائيل و قدرتهاي استكباري را بر عهده دارد .بله ، آقايان ! همين شما بوديد كه موقعيت از دست رفته ي بهائيان بعد از انقلاب را با تملق و بمباران محبت اين تشكيلات كه از شيوه هاي رايج بهائيان در شست و شوي مغزي است را دوباره زنده نموديد! با اين اوصاف آيا ميتوانيم اصلاح طلباني همچون شما  را لايه هاي پنهان تشكيلات بهائيت به معناي حمايت كنندگان انها با بهانه هايي همچون حقوق بشر و آزادي مذهبي بدانيم ؟!

اما از مسئولين مملكت و دادستان كل كشور انتظار ميرود كه در پي درخواست مردم ايران نسبت به انحلال تشكيلات بهائيت و برخورد با كليه ي عناصر تشكيلاتي اين فرقه ي ضاله اقدام نمايند ، چرا كه خطر وجود بهائيت روز به روز بيشتر احساس مي گردد .نگاهي به ديدگاه امام خميني در مورد فرقه ي بهائيت ، حساسيت اين موضوع را نشان ميدهد كه "... آقا بترسيد از اينها ( بهائيان و عمال صهيونيسم )، يك جانور هايي اند اينها ... توي دهن اينها بزن ، تو مسلماني !"

فرزندان خميني كبير ! پيروان رهبر انقلاب ! مسئولين مملكت ! يادمان نرود اگر امروز به حال كودكان فلسطين اشك مي ريزيم و شعار مرگ بر اسرائيل را با تمام وجود فرياد مي زنيم ، ديروز در فلسطين ، مردم اسير همين تملق و بمباران محبت اين تشكيلات شدند و امروز به جاي بمباران محبت ، رگبار موشك بر سرشان فرود مي آيد . يادمان نرود كه بهائيت يك فرقه ي ضاله و يك حزب پوشالي با تشكيلات وابسته به صهيونيسم مي باشد كه امروز به بهانه ي استفاده از حقوق شهروندي شروع مي كند و فردا همان مي شود كه امام فرمودند كه اينها يعني عمال اسرائيل ، هر جا انگشت مي گذاري ، مي بيني كه يكي از اينها هست ! پس بزن توي دهن اينها .... مگر تو مسلمان نيستي ؟!

پی نوشت:  این ،! ویرایش شده ی مطلب قبلی است و البته تکمیل شده . اگر به نظرتان جای بحث دارد ! هر چندکه گروه نشریه ی ۳۱۳ آن را مورد بحث می داند لطفاً اعلام کنید تا هم در این وبلاگ و هم در نشریه ی دانشجویی دانشکده ی حقوق و علوم سیاسی مورد بحث و بررسی قرار گیرد.

 یه مطلبی هم بعد از ماجرای لغو مجوز برنامه ی " اکران اعدام فرعون" با تیتر اعدام فرعون لغو شد !نوشتم که تمام جزئیات مربوط به لغو این برنامه بیان شده است و  امروز در نشریه ی ۳۱۳ به چاپ رسید که البته جایگزین مطلب بهائیت شد. یحتمل باید در وبلاگ نشریه ی ۳۱۳ باشد. از همین جا نشریه رو ببینید . اگر هم نباشد به زودی نشریه آپ میشود. انشاءالله...

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم مهر 1387ساعت 11:52 PM  توسط کبری احمدی  |