جماعتی گفتند : اعتراض !!! دانشجو باید آزاد باشد! این طرح بسیار نا عادلانه است و ناقض منطقی عدالت ، شعار دولت نهم است!
تیتر دوم : همان ماجرای گیت ها!
دوباره اعتراض !!! این هم ناقض عدالت است ( از نوع دولت نهمی )! دانشگاه که پادگان نیست .
با نشتن دکتر فرهاد رهبر بر کرسی ریاست دانشگاه تهران ، جماعتی آنچنان بر تصمیمات ایشان تاختند که تقریباً هر روز عکسی از ایشان با یک تیتر بسیار جنجالی در صفحه ی اول روزنامه ها و سایتهای خبری درج می گردد.
آقای رهبر، چند کلمه حرف حساب !
هر چند کنترل دانشجویان و جلو گیری از ورود جماعت اخلال گر غیر دانشجو در مواقع خاص به دانشگاه ارزش چنین هزینه های میلیاردی را ندارد ولی اقدام شما برخلاف تصور این جماعت نه تنها دانشگاه را پادگان نمی کند بلکه با نظارت بر اجرای این طرح مانع از سوءاستفاده ی افرادی می شود که با پوشش دانشجویی یک تحرک ضد دانشجویی را تدارک می بینند .همچون جماعت تجکیم وحدتیها که مستقیماً اجرت بگیر کاخ سفید هستند و یا جماعت مدعیان آزادی بیان و دموکراسی که علاقه ی زیادی به شکستن درب ۱۶ آذر دانشگاه تهران دارند و سالی یک بار باطن درخشان خود را به معرض عموم میگذارند .
اما آقای فرهاد رهبر ! مشکل امروز دانشگاه تهر ان نه گیت های امنیتی است ، نه پوشاندن یونیفرم مخصوص .لحظه ای به خود بیائید ! دانشگاه تهران اسلامی است؟! شاید شما یادتان رفته پیام نوروزی امام خمینی را که بر ضرورت ایجاد انقلاب اسلامی در دانشگاه های سراسر کشور و تصفیه ی اساتید مرتبط با شرق و غرب و تبدیل دانشگاه به محیط سالم و اسلامی و تدوین علوم عالی اسلامی تاکید کردند .
امروز مسئله ی دانشجویان دانشگاه تهران ، حضور اساتیدی است که یا نامسلمان هستند یا اگر هم مسلمانند ! علوم اسلامی را تدریس و ترویج نمی کنند . امروز مشکل کتب ترجمه شده ی اساتیدی است که کانت و هابز و جان لاک و هگل را همچون بت می پرستند ! ولی در مقابل حرفی از خدا و دینش نمی زنند . استاد دانشگاه حق دارد بگوید ما عقب مانده ایم! ولی استاد ، نه از غرب ! بلکه از زمانی که غرب برایمان بزرگ شد و از باورهایمان عقب ماندیم و هر روز چشم به دهان آنها دوختیم !
آقای رهبر ! رئیس دانشگاه مادر ، نظری به آمار کتب و مدارک و اساتید و دانشجویان که روز به روز بر شمارشان افزدوده میشود ، بیفکنید ! جز تقلید میمون وار در عرصه ی علم کاری نکرده اند . آنجا که تقلید از عالم دینی برایشان ننگ می شود و مقلد صفت میمون می گیرد ، چگونه از پسامند های نظریات کسانی تقلید می کنند که امام شاگردان مکتب آنها را اساتید انگلی می نامد .
" و ما امروز مواجهیم با استادان و معلمانی که بر پایه ی همین تربیت و با فرهنگ غربی که با مصالح اسلام و کشور ما به هیچ وجه وفق ندارد ، تمام وابستگان و انگل های خارجی زاییده شده از این دانشگاه غربی بوده اند ".
چه می توان گفت وقتی که الگوی دانشجوی مسلمان استادی باشد که جز ترجمه در پیشینه ی خود چیزی ندارد و جز تالیفاتی که فقط جمع بندی مشتی نظریات سوخته و گندیده ی غرب است که امروز حس شامه اشان را کر کرده تا گندیدگیش را حس نکنند ! مکاتبی که شما سنگشان را به سینه می زنید ، غربی ها ؛ سالها آروغش را هم زده اند ، آنچه شما به دندان می کشید جز پس زده ی معده ی مشتی کج اندیش نیست .
آقای رهبر دانشگاه اسلامی است؟! فرمان امام را اجرا کردید ؟
لابد همان زمانی که انقلاب فرهنگی رخ داد و متون اسلامی و معارف و اخلاق و ... آمدند ! با بنیاد های علم سیاست چه کنیم ؟! آن زمان که استاد با جمع کردن اطلاعات مکاتب گوناگون سیاسی ۴۰۰ صفحه کتاب رقم می زند اما حتی در آخرین صفحه هم توضیح نمی دهد که کجاست مکتب اسلام ؟! اصلاً گور بابای اسلام !!! اسلام سیاستش کجا بوده ؟! یادتان نرود در مقابل خدا و دینش جبهه بگیرید !!!
دست مریزاد به شیطان ، آن زمان که قسم خورد فریبمان دهد و امروز اومانیسم را برای دهن پرکنی انسان آفرید تا در مقابل خدا دیگر آرزوی جاودانگی نکند بلکه ادعای سروری کند .
آقای رهبر ! اسلام را چگونه می برند ؟ مگر نه این است که استادی که در کلاسهای درس آنقدر افکار شیطانی را رواج می دهد که به ریشه ی اسلام خنجر زده است ؟ چرا که بعد از ۴ سال از غیرت دینی و اعتقادی دانشجو جز حسرتی به دل نمی ماند .
ریاست محترم دانشگاه تهران ! لجظه ای به خود بیائید ، اگر آن قانون و مقررات پوچ و تو خالیتان اجازه ی اخراج این خدانشناسان امریکا پرست را نمیدهد و یا اگر باز همان قانون اجازه ی ورود اساتیدی که در دوران سیاه اصلاحات به هزاران بهانه از جمله روشن کردن تفاوت اسلام ناب محمدی با اسلام امریکایی برای دانشجو ، اخراج شدند ، لطفاً به این اساتید محترم کنونی بفرمائید که انتهای راهی که در پیش گرفته اند ، جوامع لیبرال و سکولاری است که پیش رویمان در کثافت خود دست و پا می زنند ، چگونه این باطل ، زیبا جلوه می کند ؟ کدام یک از سردمداران این مکاتب و طلایه داران این نظریات به رستگاری رسیده اند که ما دنباله روی آنها باشیم .
آقای رهبر ! این کرسی که بر آن تکیه زده اید اندک صباحی چند دوام ندارد ، انتظاری که از شما می رود این است که نگذارید حرف امام بر زمین بماند ... همین.
و من الله التوفیق...
نکته ی بی ربط :
وای بر ما که فراموش کرده ایم هدفمان از تشکیل بسیج (دانشجویی )چیست! آن زمان که منفعت شخصی و شهره ی عام شدن را بر مصلحت بسیج ارجح میدانیم و هدف را فدای مشتی افکار پوچ می کنیم و با افتخار از امام و چمران و باکری و همت و زین الدین و... حرف میزنیم. شهدا ! شما شاهد باشید که پشیزی از اخلاص شما در وجود ما(!) نهفته نیست..... چگونه از پل صراط گذر خواهی کرد؟! لحطه ای بیاندیش !
