تبليغاتX
... میان ما و رسیدن هزار فرسنگ است...

... میان ما و رسیدن هزار فرسنگ است...

به مناسبت حضور پر رنگ و درخشان سید همیشه خندان اصلاحات در دانشگاه تهران:

 آقای خاتمی ! چندمین بار است که دانشگاه مادر را به قدوم مبارکتان مزین  کرده اید  ، امسال هم دانشگاه تهران مفتخر بود پذیرای مهمان نور چشمی دانشجویان انجمن به ظاهر اسلامی خود در مراسم پاسداشت شهدای 16 آذر و روز دانشجو ( البته با تاخیر بیشتر از یک هفته)  باشد، سید بزرگوار ! اهلاً و سهلاً ...

اما آقای خاتمی ! کفشهایت را از پا در آر ، شما در سزمینی مقدس به نام دانشگاه اسلامی قدم می زنید ، دانشگاهی که روزی موج  انقلاب بزرگ ایران  از آنجا  خروشید ، دانشگاهی که بر سر در هر کلاسش نام شهیدی درج گشته است، آنجا که چمرانها و باقری ها پرورش داد، آنجا که 16 آذرش مزین به نام سه شهید بزرگوار است . آقای خاتمی آن زمان که مجری مراسم باشکوهتنان درود بر شهید دهلاویه فرستادند و جمعیت حاضر در سالن کف و سوت زدند ، باید به شما یاد آوری می کردیم که آقای خاتمی ! شما امروز در تالاری نشستید که مزین به نام شهید دهلاویه است ، آن زمان که مه رویان ایتالیای را به صف کردبد و فقط یک دست با آنان دادید را به خاطر دارید ؟! اهلاً و سهلاً...

رئیس بنیاد باران! شما را به چه سمتی به این مراسم دعوت نموده اند ؟ رئیس بنیاد باران  یا رئیس موسسه ی بین المللی گفت و گوی فر هنگ ها و تمدنها و یا نه به عنوان ارباب اصلاحات و رئیس جمهور اسبق ایران ، عالیجناب شیک پوش و زیبا روی اصلاحات؟! آیا این یک میتینگ سیاسی برای تبلیغ انتخابات نبود ؟! آن زمان که ادعا کردید با اینکه یزیدی هستید تمام آبروی خود را برای ایران می دهید؟! اهلاً و سهلاً...

رئیس موسسه ی گفت و گوی فرهنگها و تمدنها ! آن زمان که با افتخار از الگو بودن علی ( ع ) برای انسانیت و بشریت سخن گفتید ، به این فکر می کردیم که در ایام عید غدیر ، صحبت از علی خوش است، اما کجای 8 سال اصلاحات شما بوی حکومت علی را می داد که امروز خدا را شاکرید که این الگوی والای  بشریت برای شما فرستاد؟ اهلاً و سهلاً...

ارباب اصلاحات ! بله ، 16 آذر مظهر بیداری دانشگاه و هوشیاری آن در دفاع از استقلال ، آزادی و پیشرفت کشور است ، ولی آقای خاتمی دانشگاه آنروزی که در مقابل استکبار ایستاد بیدار بود ؟ یا آنروزی که توابین امروز در سال 83 شما را هو کردند ؟ یا امروز بیدار است که برای شما میتینگ سیاسی به راه انداخته اند و کف و سوت می زنند و با لبخند های ملیح شما و دست تکان دادنتان شروع به درود فرستادن بر شما می کنند؟ اهلاً و سهلاً...

آقای خاتمی ! چرا برای فرستادن نامه ی ننگینتان به رئیس جمهور امریکا که بدون اطلاع مقام معظم رهبری و با مضمون دعوت از امریکا به دوستی با ایران بود ، توجیهی دیگر  نیافتید ، آن زمان که با افتخار از نامه ی خود  حرف میزدید و از حرف و وصیت امام مایه گذاشتید که امام فرمودند که هر زمان امریکا از ایران عذر خواهی کند ، ما با امریکا پیوند مودت امضا می کنیم ، به این فکر می کردیم که کجا امام صرفا ً عذر خواهی را بیان کردند آن هم عذر خواهی که حتی ولی فقیه زمان از آن اگاه نبود ، مگر امام نفرمودند که تا زمانی که امریکا خود را اصلاح نکند ، ما هیچ رابطه ای با آن نخواهیم داشت... آن زمان که نامه می نوشتید لابد به جای بوش ، نوه ی آقا محمد خان قاجار بود که در عراق و افغانستان جنایت می کرد! اهلاً و سهلاً...

رئیس بنیاد باران ! آن زمان که به  وزارت کشور دولت کنونی خرده می گیرید که در تایید کردن کاندیدای انتخابات مجلس درست عمل نمی کند ، باید به شما تذکر می دادیم که لطفاً از سابقه ی جبهه و جنگ آقایان اصلاح طلب برای کاندیداتوری و کسب رای اعتماد سوء استفاده نکنید . مگر آقایان جنگیدند که مقام این دنیایی را کسب کنند؟! معیار وزارت کشور حال افراد است . هماتنطور که منتظری هم روزی پاره ی تن امام بود و روزی که  به فرمایش امام غده ی سرطانی شد ، به حکم امام عزل گردید. اهلاً و سهلاً...

آقای خاتمی ! آن زمان که ادعا کردید که امروز برای دولت نهم همه چیز گل و بلبل شده است ، و فریاد زدید که 8 سال نان در آوردید و در این 4 سال احمدی نژاد خورد، به این فکر می کردیم که لابد این همه خرده و این همه تخریب علیه دولت احمدی نژاد نبوده و زمین خواری ها و رشوه گیریها و بی عفتیها که اصلاً در 8 سال ریاست جمهوری شما اتفاق نیفتاد، و لابد این شما بودید که دو دور سفر های استانی و به ویژه رسیدگی به مناطق محروم  داشتید ؟!و گفتمان امام و انقلاب را زنده نمودید و تمام تلاشتان برای برقراری عدالت بوده است. اهلاً و سهلاً...

آموزگار ادب و شکیبایی ! آنزمان که شما را با این عنوان خطاب کردند ، گمان کردیم که لابد این شما بودید  که در برابر اعتراض دانشجویان گفتید امریکا بداند اگر هزار بار در راه اهداف و آرمانهای انقلاب سوزانده شوم ، لحظه ای از آرمانهایم کوتاه نمی آیم و به محافظانتان دستور دادید که کاری به اعتراض کنندگان نداشته باشند و لابد این احمدی نژاد بود که بلند فریاد میزد آدم باشید ... می گویم همه ی شما را زندانی کنند! اهلاً و سهلاً...

آقای خاتمی ! آن زمان که حرفهای سال 83 خود را تکرار می کرید جامعه ی ما نیاز به دموکراسی دارد واین جز در سایه ی دین امکان پذیر نیست ، گفتیم لابد مقام معظعم رهبری به جای احمدی نژاد از شما قدردانی کردند که مانع از نفوذ سکولاریسم به بدنه ی قوه ی مجریه شدید! اهلاً و سهلاً...

اعلیحضرت ! همه میدانیم که که نابود کردن مملکت در آن 8 سال اصلاحات به درستی و به طور کامل اتفاق نیفتاده است و برای وقوع این مهم پادشاهی بیش از 28 ساله ی شما نیاز است، پس:

 بسم الله ...

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387ساعت 11:2 AM  توسط کبری احمدی  | 

تاریخ تحول جنبش دانشجویی نشان می دهد که این جنبش چهار مرجله تحول را قبل از انقلاب تا سال 57 پشت سر گذارده تا به جایی رسیده که شاهد پیدایش تفکرات اسلامی در فضای دانشگاهها بوده ایم و صدای استکبار ستیزی و مبارزه علیه ظلم و جور و برکناری حکومت فاسد از دانشگاه بود که بلند شد.

 جنبش دانشجویی بعد از سکوتی که به دلیل شرایط خاص سیاسی و اجتماعی موجود در زمان جنگ تحمیلی اختیار کرده بود ، فعالیت دوباره ی خود را در راستای آفرینش دوم خرداد به گونه ای آغاز کرد که از اهداف اولیه و اساسی جنبش دانشجویی که آرمانگرایی در مقابل مصلحت گرایی و آزادی و رهایی از وابستگی های حزبی و سیاسی و نژادی می باشد، فاصله گرفته و شرایطی را رقم زد که به عنوان آلت دست بیگانگان و دشمنان خارجی و منافقان داخلی جهت رسیدن به آمال خود، قرار گرفت .

 16 آذر هر سال تکرار می شود ، اما سوال اینجاست : وظیفه ی جنبش دانشجویی چیست ؟ آیا قرائت سرود " یار دبستانی من...... "  و کف و سوت زدن برای آقایانی است که همواره دین را مقابل آزادی قرار می دهند و برای رسیدن به این آزادی در مقابل همه چیز می ایستند ، همان ، که با آزادی که حضرت امام در ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی مطرح کردند و با آن آزادی که 8 سال جوانان غیور این مملکت برای رسیدن به آن با دل و جان ایستادگی کردند ، در تناقض است؟ آیا وظیفه ی جنبش دانشجویی شکستن درب های  دانشگاه است در حالی که شکمهایتان از سیری ورم کرده است و فقط برای ساعاتی خودنمایی شروع به جفتک اندازی می کنید ، بی توجه به اینکه ساکنان غزه 5 ماه است که توسط رژیم غاصب صهیونیستی در محاصره ی کامل به سر می برند و تشدید تحریم های اقتصادی ، زندگی مردم را غیر قابل تحمل نموده است ؟!

نیاز به شرح دارد؟!

 آیا جنبش دانشجویی رسالت خود را اینگونه یافته است که بعد از سالها سکوت و وابستگی به چریکها و احزاب اومانیستی ، جواب خون شهدای انقلاب را با شکستن نرده های دانشگاه و کتک زدن نگهبانان بدهد؟!

اآرمان خواهی دانشجویان!

این است فریاد عدالتخواهی و مبارزه با ظلم ؟! وظیفه ای که انقلاب اسلامی به عهده ی شما گذاشته است ، چیست؟ مگر اماممان نبودند که خواستار حذف غده ی سرطانی ( اسرائیل ) بودند ؟ پس چرا نمی بینید دو میلیون نفر انسان بیگناه را که فقط به دلیل دفاع از حقوق مشروع خود در فجیع ترین وضعیت در حال گذران عمر خود هستند ؟!چرا نمی بینید این فاجعه ی انسانی را ؟!  هلوکاست واقعی را؟!

متاسفانه امروز جنبش دانشجویی از مسیر دین مداری و مردم سالاری و استکبار ستیزی خارج شده و به سمت لیبرال دموکراسی که در نهایت به سکولاریزم منتج میشود ، کشیده شده است.

مقام معظم رهبری : " من به پدیده ی جنبش دانشجویی به عنوان یک پدیده ی مثبت و مبارک علاقه مندم"

"به تشکل های دانشجویی سفارش می کنم که عزیزان من! اسمتان هر چه هست باشد، برای من اسمها اهمیتی ندارد ، جناح و گرایش سیاسیتان هر چه هست باشد، برای من چپ و راست اهمیتی ندارد،  آنچه برای من اهمیت دارد ، این است که جوان و عنصر فعال سیاسی ما توجه کند که امروز کشور و ملتش کجا ایستاده و باید چه کند ؟ و به چه چیزی همت گمارد و نیرویش را صرف آن کند ". ( مقام معظم رهبری در دیدار با دانشجویان زنجان در 1382)

جنبش دانشجویی ! بیدار باش! لحظه ای بیاندیش که در شرایط حاضر وظیفه چیست؟ لحظه ای درک کن کودک بیگناهی را که با نور شمع شب سرد را به خواب می رود در حالی که هنوز چیزی نخورده است .

جنبش دانشجویی باید به یاد داشته باشد میراث دار کسانی است که در 16 آذر 1332 با صدور بیانیه و برپایی تظاهرات ، به ورود نیکسون –معاون ریاست جمهوری امریکا اعتراض کردند و در 13 آبان 58 اقدام به تسخیر سفارت امریکا نمودند و با براندازی این سفارتخانه ،آن را به عنوان لانه ی جاسوسی امریکا در ایران به جهانیان معرفی کردند .وجه اشتراک هر دو حرکت ، رویکرد ضد استکباری آن بود . فریاد عدالتخواهی و استکبار ستیزی شامل همه ی جهان اسلام می گردد. پاره ی تن اسلام در محاصره است ، آنوقت دانشگاه را میتینگ سیاسی می کنید ؟! کدام واجب است؟ غده ی سرطانی امروز در غزه است ، وظیفه ی جنبش مسلمان دانشجویی کدام است ؟ اینکه فریاد بزند رأی ما... ؟! یا به فرمایش امام عمل کند که فرمودند  :" هر چه فریاد دارید بر سر امریکا و اسرائیل بزنید " ؟!

در شرایط کنونی و با توجه به بحران به وجود آمده در نوار غزه ، حداقل انتظاری که از جنبش دانشجویی می رود ، این است که خود را به خواب نزند ، در مقابل ظلم و زور گویی و بی عدالتی بایستد و گفتمان عدالت و آزادی با درون مایه ی دینی – انقلابی- ولایی را به جنبش دانشجویی باز گرداند . این وظیفه ی جنبش دانشجویی است که در برابر ظلمی که به ملل مسلمان توسط استکبار جهانی وارد می شود ، لحظه ای سکوت را جایز نداند .

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم آذر 1387ساعت 5:38 PM  توسط کبری احمدی  | 

بحث کاندیداتوری خاتمی و حضور او در جبهه ی مقابل احمدی نژاد ، مدتهاست که جدی تر مطرح شده ، هر چند به اعتقاد درونی خیلی از ما خاتمی مهره ای پوسیده و بی فایده است که لزومی به آمدنشان احساس نمی شود ، اما اینکه بگوئیم خاتمی نباید بیاید یا خاتمی نیا ! شعاری پوچ است ! چرا که خاتمی می آید و شکی در این امر نیست . خاتمی مدتهاست که آمدنش قطعی شده است اما... اما ایشان زیرک تر از آن است که خود بیان کند که می آید !!! چرا که همه ی توابین دیروز ، امروز دوباره زیر عبای او جمع شده اند و شعار خاتمی بیا را سر می دهند و سعی دارند به حربه ای موذیانه ، آمدن وی را دعوت همگانی از ایشان معرفی نمایند .

 بر اساس همین تئوری یک روز در دانشگاه صنعتی شریف ، همین توابین ۱۴۰۰ امضاء جمع کردند برای آمدن سید همیشه خندان اصلاحات که فقط یک بار در مقابل تریبون های عمومی با چشمان گریان " استاده ام چو شمع ...." را خواند و امروز و فردا در دانشگاه تهران ( بگذریم به صورت کاملاً غیر قانونی ) امضاء جمع آوری می کنند تا شاید دوم خردادی دوباره رقم بزنند !!!

 

اما حال که این دکترای افتخاری قرار است که بیاید سوالاتی مطرح است :

 سوال : آقای سید محمد خاتمی ! آیا اینبار از همان جایی کار را آغاز خواهید کرد که سال ۸۴ تمام کردید ؟

سوال : ارباب اصلاحات ! از کدام اصلاح طلبی حرف می زنید؟  آن اصلاح طلبی که به معنای اتخاذ تاکتیک های پیاپی برای رسیدن به یک استراتژی وعده داده شده و توانایی تدوین برنامه های حساس و پیچیده ی سیاسی است؟! یا آن اصلاح طلبی که در طول ۸ سال ریاست جمهوریتان جز یک صفت بیشتر نبود و کمر مملکت را خم کرد . همان اصلاح طلبی که دین را در مقابل آزادی قرار داد ؟

سوال : آقایان دانشجو! .... اگر دانشجو به یاد نمی آورد ، هیچ کس دیگر هم به یاد نخواهد آورد .... نه ۱۸ تیر را ! نه قتل های زنجیره ای را ! نه تعلیق غنی سازی را ! نه اختلاس ها و مفاسد اقتصادی را و نه... چرا به یاد ندارید که همین سید خوش چهره ی شما روزی به اصلاحات پشت کرد و روزی مورد نفرت همین امثال شما ها بود؟!

سوال : آقای خاتمی ! با خود چه اندیشیده اید که فدا شدن خود را بر نابود شدن جامعه ارجح میدانید ؟! جامعه در حال نابودی است؟! شما فرشته ی نجات هستید؟!

سوال : سید عزیز! آزادی که در این دوره از آن دم خواهید زد ، کدام است ؟ مبتنی بر نظریه ی کدام عالم اسلامی است؟ آیا همان آزادی است که برای رسیدن به آن حتی مقابل دین خدا می ایستید ؟! همان آزادی که با حرف امام در تناقض بود ؟!

 سوال : آقای خاتمی ! ابتدا و انتهای اصلاح طلبی شما کجاست ؟

 سوال : آقای خاتمی! برای وضعیت فرهنگی جامعه و علی الخصوص دانشگاه چه برنامه ای دارید؟ آیا پاچه ی شلوارهای دخترانمان که روزی الگویشان زینب بود کوتاه تر از دوره ی قبل خواهد شد؟!

سوال : آقایانی که برای آمدن خاتمی امضاء جمع می کنید ! مگر شما نبودید که در سال آخر اصلاحات ، خاتمی را مورد فجیع ترین نوع اعتراض قرار دادید ؟! یک روز در میتینگ های سیاسی ایشان کف و سوت می زدید و یک روز نوک پیکان حرف های تند و تیزتان پیشانی اصلاحات را نشانه رفت و امروز دوباره التوبه...

 سوال : آقای خاتمی ! آیا اینبار هم شعار می دهید که همه ی سنگر ها را تا سنگر رهبری فتح خواهید کرد ؟!

سید خندان ! اصلاً نگران نباش ، شانه های دانشگاه هنوز برای بلند کردن مظلوم نمایی همچون شما مقاوم است ! پس شعار بده ، شانه هایت برای من دانشگاه! اصلاً همه ی ما کر و کور و خر ! بودیم که ندیدیم که در آن ۸ سال سیاه اصلاحات چه بر سر این مملکت آمد ؟! بیا که اگر نیایی... 

پی نوشت:

 ۱) یادتان نرود که امضا بزنید برای آمدن سید !!! :-)

 ۲) شدیداْ التماس دعا ( بحل کنید)

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم آذر 1387ساعت 8:54 PM  توسط کبری احمدی  |