پيروزي انقلاب اسلامي ايران در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ به دليل مبتني بودن اين انقلاب بر جهان بيني و ايدئو لوژي غني اسلام و قدرت رهبري و حمايت اقشار مختلف مردم به راستي معجزه ي قرن بود چرا كه نه تنها در سرزمين ايران تحولي شگرف ايجاد كرد ،بلكه شعاع پر فروغ آن چهار سوي عالم را در نورديد و به همان اندازه كه اين انقلاب الهي بزرگ بود ،تاثيرات داخلي و خارجي آن نيز مهم و عظيم بود .
به تعبير حضرت امام خميني : " خدا يك تحولي پيش آورد كه نفوس اين جمعيت را متحول به يك نفوس داراي ايمان كرد و آنگاه قدرت ايماني پيدا كردند .... اين تحول يك تحول الهي است . يك بارقه ي الهي است كه دميده است به اين كشور و اين طوري زنده كرده است و تا اين بارقه هست هيچ ترسي از آسيب نداريم "
اما پيروزي انقلاب با تمام عظمتش تنها اولين گامي بود كه مردم براي حركت و رهايي خويش برداشتند و گام اساسي هماني است كه بعداز پيروزي در يك راهي بس طولاني و دشوار بايد برداشته و بردارند.
براي تداوم در دوران سازندگي و با وجود مخاطرات عديده براي انقلاب ؛ شرط اصلي جلوگيري از شكست و زوال انقلاب ، تداوم و حركت دائمي آن و تلاش در پياده كردن كليه ي آرمانهاي انقلاب در همه ي زمينه هاست . از اين رو وظايف حاميان و طرفداران واقعي انقلاب اسلامي در اين مرحله دو چندان مي شود و مسئوليت خطير بر دوش آنها است و بي ترديد رمز بقاي انقلاب اسلامي همان رمز پيروزي آن است .
اما اكنون بعد از گذشت ۳۰ سال ازپيروزي انقلاب اسلامي سوالاتي مطرح مي شود : اينكه آيا در طول تاريخ ۳۰ ساله ي انقلاب آرمانهاي اصلي اين انقلاب در همه ي زمينه ها به وقوع پيوست ؟! آيا به آزادي و عدالت و معنويت و سازندگي كه در سال ۵۷ مطرح شد تا به امروز جامه ي عمل پوشانده شد؟! آيا ديگر آئين نجات بخش اسلام را با مكتبهاي غلط و منحرف كننده اي كه از فكر بشر تراوش كرده است خلط نمي كنند؟! آيا امروز نسل حاضر همان نسل دوران انقلاب است؟! آيا هنوز استقلال و آزادي و ارزشهاي انساني مورد توجه است؟!
امروز تداوم انقلاب اسلامي را در كجاي مملكت و در كدام ارگان و در كدام دانشگاه و در كدام محله و خانه بيابيم؟! آيا تداوم ۳۰ ساله ي آرمانهاي انقلاب را در عملكرد مسئوليني همچون... خاتمي و كرباسچي ببينيم يا نوري و ... مشايي و كردان و ...؟! پايبندي به ارزشهاي انقلاب را در جواناني ببينيم كه امروز با حضور در مركز فحشا كه از طرف غرب و عمال بي وطن عرضه مي شود ،استقلال و ارزشهاي انساني را فداي تجملات و عشرتها و بي بند و باريها مي كنند؟! آيا برقراري عدالت را بايد در عملكرد مجرياني ببينيم كه لابد با تدين و تعهد و البته شايسته سالاري انتخاب شده اند و امروز مجري قانونند ؟! آيا مساوات و برادري و برابري را بايد در تفكيك كردن شمال شهر از جنوب شهر ببينيم يا در قيافه ي كودكان فقير سر چهار راهها؟!
انقلاب اسلامي ما در همان سال ۵۷ ايدئولوژي را شامل بود كه تمام ويژگي هاي مثبت همه ي انقلابهاي معاصر را دارا بود و آن اسلام بود. زماني كه انقلاب ما اسلامي بود ،آزادي بود -مساوات بود-عدالت بود-اقتصاد بود و.... ( چون كه صدآمد نود هم پيش ماست) . و امروز آرمانهاي انقلاب ما با پرتاب ماهواره ي اميد و افتتاح و راه اندازي چندين كارخانه و پالايشگاه و بندر و ... محقق نمي شود ! اينها همه لازمند ولي كافي نيستند . هدف از انقلاب برقراري حكومت اسلامي - امتي مسلمان - جامعه اي اسلامي -و شكل گيري تمدن بزرگ اسلامي بود و به راستي تا زماني كه براي ملتي استقلال تبديل به فرهنگ نشود و ملت زندگي شرافتمندانه را بر زندگي ننگين ترجيح دهند هيچ فاصله اي بين نسل ها ايجاد نخواهد شدو تا زماني كه اين تحول ( انقلاب معنوي و انقلابي كه در نسل انقلاب اسلامي است ) هست و باقي است حتي ۳۰۰ سال ديگر هم نبايد از چيزي ترسيد و هيچ فاصله اي بین نسل ها ايجاد نخواهد شد.
به فرمايش حضرت امام اگر اين تحول از بين رفت يا كم رنگ شد و به حاشيه رانده شدو مسئولين مملكت به آن توجه نداشتند ، آنوقت گسست نمايان و ظاهر خواهد شد ! وظيفه اي كه اكنون بر دوش همه ي طرفداران انقلاب است اين مي باشد كه به گونه اي عمل كنند كه لايق سردادن اين شعار باشند .
ما همان نسل جوانيم كه ثابت كرديم در ره عشق جگر دار تر از صد مرديم
هر زمان عشق خميني به سر افتد ما را گرد سيد علي خامنه اي مي گرديم

