تبليغاتX
... میان ما و رسیدن هزار فرسنگ است...

... میان ما و رسیدن هزار فرسنگ است...

پيروزي انقلاب اسلامي ايران در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ به دليل مبتني بودن اين انقلاب بر جهان بيني و ايدئو لوژي غني اسلام و قدرت رهبري و حمايت اقشار مختلف مردم به راستي معجزه ي قرن بود چرا كه نه تنها در سرزمين ايران تحولي شگرف ايجاد كرد ،بلكه شعاع پر فروغ آن چهار سوي عالم را در نورديد و به همان اندازه كه اين انقلاب الهي بزرگ بود ،تاثيرات داخلي و خارجي آن نيز مهم و عظيم بود .

به تعبير حضرت امام خميني : " خدا يك تحولي پيش آورد كه نفوس اين جمعيت را متحول به يك نفوس داراي ايمان كرد و آنگاه قدرت ايماني پيدا كردند .... اين تحول يك تحول الهي است . يك بارقه ي الهي است كه دميده است به اين كشور و اين طوري زنده كرده است و تا اين بارقه هست هيچ ترسي از آسيب نداريم "

اما پيروزي انقلاب با تمام عظمتش تنها اولين گامي بود كه مردم براي حركت و رهايي خويش برداشتند و گام اساسي هماني است كه بعداز پيروزي در يك راهي بس طولاني و دشوار بايد برداشته و بردارند.

براي تداوم در دوران سازندگي و با وجود مخاطرات عديده براي انقلاب ؛ شرط اصلي جلوگيري از شكست و زوال انقلاب ، تداوم و حركت دائمي آن و تلاش در پياده كردن كليه ي آرمانهاي انقلاب در همه ي زمينه هاست . از اين رو وظايف حاميان و طرفداران واقعي انقلاب اسلامي در اين مرحله دو چندان مي شود و مسئوليت خطير بر دوش آنها است و بي ترديد رمز بقاي انقلاب اسلامي همان رمز پيروزي آن است .

اما اكنون بعد از گذشت ۳۰ سال ازپيروزي انقلاب اسلامي سوالاتي مطرح مي شود : اينكه آيا در طول تاريخ ۳۰ ساله ي انقلاب آرمانهاي اصلي اين انقلاب در همه ي زمينه ها به وقوع پيوست ؟! آيا به آزادي و عدالت و معنويت و سازندگي كه در سال ۵۷ مطرح شد تا به امروز جامه ي عمل پوشانده شد؟! آيا ديگر آئين نجات بخش اسلام را با مكتبهاي غلط و منحرف كننده اي كه از فكر بشر تراوش كرده است خلط نمي كنند؟! آيا امروز نسل حاضر همان نسل دوران انقلاب است؟! آيا هنوز استقلال و آزادي و ارزشهاي انساني مورد توجه است؟!

 امروز تداوم انقلاب اسلامي را در كجاي مملكت و در كدام ارگان و در كدام دانشگاه و در كدام محله و خانه بيابيم؟! آيا تداوم ۳۰ ساله ي آرمانهاي انقلاب را در عملكرد مسئوليني همچون... خاتمي و كرباسچي ببينيم يا نوري و ... مشايي و كردان و ...؟! پايبندي به ارزشهاي انقلاب را در جواناني ببينيم كه امروز با حضور در مركز فحشا كه از طرف غرب و عمال بي وطن عرضه مي شود ،استقلال و ارزشهاي انساني را فداي تجملات و عشرتها و بي بند و باريها مي كنند؟! آيا برقراري عدالت را بايد در عملكرد مجرياني ببينيم كه لابد با تدين و تعهد و البته شايسته سالاري انتخاب شده اند و امروز مجري قانونند ؟! آيا مساوات و برادري و برابري را بايد در تفكيك كردن شمال شهر از جنوب شهر ببينيم يا در قيافه ي كودكان فقير سر چهار راهها؟!

انقلاب اسلامي ما در همان سال ۵۷ ايدئولوژي را شامل بود كه تمام ويژگي هاي مثبت همه ي انقلابهاي معاصر را دارا بود و آن اسلام بود. زماني كه انقلاب ما اسلامي بود ،آزادي بود -مساوات بود-عدالت بود-اقتصاد بود و.... ( چون كه صدآمد نود هم پيش ماست) . و امروز آرمانهاي انقلاب ما با پرتاب ماهواره ي اميد و افتتاح و راه اندازي چندين كارخانه و پالايشگاه و بندر و ... محقق نمي شود ! اينها همه لازمند ولي كافي نيستند . هدف از انقلاب برقراري حكومت اسلامي - امتي مسلمان - جامعه اي اسلامي -و شكل گيري تمدن بزرگ اسلامي بود و به راستي تا زماني كه براي ملتي استقلال تبديل به فرهنگ نشود و ملت زندگي شرافتمندانه را بر زندگي ننگين ترجيح دهند هيچ فاصله اي بين نسل ها ايجاد نخواهد شدو تا زماني كه اين تحول ( انقلاب معنوي و انقلابي كه در نسل انقلاب اسلامي است ) هست و باقي است حتي ۳۰۰ سال ديگر هم نبايد از چيزي ترسيد و هيچ فاصله اي بین نسل ها ايجاد نخواهد شد.

به فرمايش حضرت امام اگر اين تحول از بين رفت يا كم رنگ شد و به حاشيه رانده شدو مسئولين مملكت به آن توجه نداشتند ، آنوقت گسست نمايان و ظاهر خواهد شد ! وظيفه اي كه اكنون بر دوش همه ي طرفداران انقلاب است اين مي باشد كه به گونه اي عمل كنند كه لايق سردادن اين شعار باشند .

ما همان نسل جوانيم كه ثابت كرديم                 در ره عشق جگر دار تر از صد مرديم

هر زمان عشق خميني به سر افتد ما را               گرد سيد علي خامنه اي مي گرديم

 

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم بهمن 1387ساعت 9:36 PM  توسط کبری احمدی  | 

مرحله ی اول جهاد ما!

ما در بحبوحه ی فجایع غزه جهاد کردیم !.... آن زمان که در فرودگاه تحصن کردیم . ما ، جهاد کردیم .... آن زمان که با هماهنگی کامل جلوی سازمان ملل تو دهن اسرائیل زدیم  ، جهاد کردیم.... آن زمان که باغ قلهک را گرفتیم!!!( دوستان توضیح بفرمایند!).باز جهاد کردیم !نگاهی به وضعیت کنونیمان آدم را یاد حرف حضرت امام می اندازد که فرمودند : " من به صفای باطن شما بسیجی ها غبطه می خورم "!

امروز آن صفای باطن را در کجا پیدا کنیم ؟! در تسخیر کردن باغ قلهک ؟! یا در شعار خواهران بزرگوارمان که بلند زبونی و ضعیفگی خود را به گوش اسرائل رساندند " امریکا... اسرائیل ! فکر نکنید ما زنیم.... تو دهنت می زنیم" و این است الگو پذیران فاطمه و زینب ! ( لعنت بر سازنده ی این شعار)

مرحله ی دوم جهاد ما!

هزاران بار فریاد زدیم که جهاد فقط جهاد نظامی نیست، جهاد در صحنه ی ارتباطی هم جهاد است ، کسب روزی حلال هم جهاد است ، تحصیل علم و دانش هم جهاد است ، عرصه های زندگی بشر عرصه ی جهادند . به فرمایش حضرت رسول : " درهای بهشت با تحصیل علم و ودانش باز می شود ". بله .... کسب علم هم جهاد است ، ما هم در بحبوحه ی فجایع عظیم غزه جهاد کردیم! البته نه در غزه ، بلکه در کتب و جزوات دنبال فاشیسم و سوسیالیسم و آنارشیسم و هزاران ایسم دیگری گشتیم که دنیای غرب مدتهاست تفش را هم انداخته و ما در مملکت اسلامی و در دانشگاه به ظاهر اسلامیمان هنوز مشغول جویدن هستیم و بالاخره سر جلسه ی امتحان تمام ایسم ها را بالا آوردیم که دانشگاه هم بداند که ما جهاد کردیم.

مردم غزه هم بدانند که ما جهاد کردیم ، بدانند ما همان حقوق بشری را خواندیم که در مورد آنان به درستی اعمال شد ، ما همان سازمان مللی را مورد تحلیل و تجزیه قرار دادیم که در مقابل فجایع غزه روزه ی سکوت اختیار کرد ، ما چشمانمان را در مقابل چشمان گریان کودکان غزه بستیم و مارکسیسم خواندیم.

 ما جهاد کردیم ولی با حق جلوی باطل نایستادیم ، ما باطل را برگزیدیم و نوشتیم و حق را تف کردیم بیرون. استاد با سیاست اسلامی چه کار دارد؟ اصلاً اسلام سیاستش کجا بوده ؟! سید جمال الدین اسد آبادی هم که در مقابل مارکس و میشل و میلت و باخرون ، حرفی برای گفتن ندارد !!! اسلام نه مکتبی دارد و نه سیاستی دارد و نه هدیً للعالمین است ونه اندیشمند مسلمانی وجود دارد ! ما  در این مرحله جهاد کردیم ولی جهادی که حتی شهامت این را نداشتیم که توی دهن این ایسم ها بزنیم ، شهامت نداشتیم که بگوئیم جمهوریت ما با اسلامیت ما منافاتی ندارد ، سیاست ما عین دیانت ماست و دیانت ما عین سیاست ما! بله جهاد در راه علم و دانش هم جهاد هست ، ما علمی را فرا گرفتیم که برای اسلام و امت مسلمان هیچ کاربردی ندارد .

ما که در مقابل همه ی این ایسم ها علامت تعجب گذاشتیم ...

 آقا اجازه  مبحث امروز ما خداست            توضیح می دهید که جای خدا کجاست؟

قرآن نوشته او همه جا هست و مادرم        اصرارمی کند که کمی قبله سمت راست

من جمعه می روم لب دریا کنار آب             آنجا نماز جمعه زلال است ، بی ریاست

کاج همیشه سبز که بیرون مدرسه ست     استاد درس دینی و قرآن بچه هاست

آقا ! شما حقیر ترید از سوال من               این درس نان خشک سر سفره ی شماست

من ساکتم ، دبیر به من صفر می دهد        شاگرد تنبلی که حواسش پی خداست

 بله ما هم جهاد کردیم ... شعار دادیم الموت لامریکا و نوشتیم ابر قدرت یعنی امریکا. شعار دادیم لبیک یا خامنه ای ... در خانه نشستیم و سکولاریزم جویدیم . شعار دادیم حسین حسین شعار ماست و واقعاً هم فقط شعار ماست.. ما هم جهاد کردیم ....

 این بود جهاد ما؟ اخلاص را با چفیه نشان دادیم ، آن زمان که چفیه به گردن عده ای انداختیم، غزه امروز پیروز شد؟ اسرائیل دیگر هیچ ادعایی نسبت به آن ندارد؟! غرامت هلوکاستیشان پایان یافت؟! جواب خون شهدا را اسرائیل می دهد یا امریکا؟! سازمان ملل می دهد یا اتحادیه ی اروپا ؟! بله .. ما هم جهاد کردیم!...

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم بهمن 1387ساعت 5:29 PM  توسط کبری احمدی  |